ملا محمد مومن كرمانى
34
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
--> بيابان ، پنهانى ، به اصطخر فارس بردند تا در قلعهء اصطخر زندانى و « نظربند » كنند ، وقتى از بيابان كوير سيستان و خبيص مىگذشت ، در خبيص مهمان سيّدى بزرگوار شد كه شمس الدين محمد نام داشت و شعر مىگفت و در خانهء باز داشت و مهماننواز بود . سالها گذشت و درى به تخته خورد و شاه اسمعيل دوم « در خانهء پسر حلوائى از فرط اكل معجون به سايهء رحمت حضرت بيچون آرام گرفت » ، و قزلباشها به سراغ سلطان محمد ميرزا آمدند و او را از اصطخر به قزوين بردند و بر تخت نشاندند . و او اول كارى كه كرد ، به توصيه پرى خان خانم فرستاد شمس الدين خبيصى را به پايتخت آوردند و سمت صدارت را به او داد . در باب اين مرد من مقالهء مفصلى دارم كه در يادواره دكتر اشراقى چاپ شده است - و در پوست پلنگ هم . ظاهرا بايد شمس الدين كرمانى ، غير از آن ميرزا محمد كرمانى باشد كه وزير احمد بيگ افشار قورچىباشى بود و به وزارت دار الارشاد اردبيل قيام داشت . ( عالمآراى عباسى به كوشش ايرج افشار ، ص 166 ) . اين يكى ميرزا محمد وزير هموست . مىخواست دختر ديگر ميرميران را گرفته هم داماد بيگتاش خان شود ، ولى در سال 997 ه / 1589 م . مغضوب شاه عباس شد و به دست پير على آقا اربطان ملازم فرهاد خان در منزل مهولات زاوه به قتل رسيد . از همان روز هم ديگر بگتاش خان احتياط كرد و از آمدن به حضور شاه به بهانههاى مختلف خوددارى كرد . ( عالمآرا ، ص 404 ) . مقصود اين است كه اين ميرزا محمد ، غير از آن مير محمد خبيصى است كه در سفر آذربايجان بيمار شد و در آنجا درگذشت . البته اصرار شاه عباس نيز براى قلعوقمع بگتاش خان - چنانكه بعد خواهيم گفت - بر اساس اطلاعاتى بود كه مىگفتند : « ميرزا محمد وزير مىخواسته با خانوادهء مرتضى ممالك ايران امير غياث الدين محمد ميرميران وصلت نمايد . . . و به معاونت و مظاهرت بگتش خان افشار ، شاهزادهء خورشيدلوا ابو طالب ميرزا را پادشاه سازند . » مير حيدر معمائى كاشى شاعر مدّاح او بود . من يك وقت نوشته بودم « . . . هنوز در مسجد سپهسالار براى پرسه ( مجلس ترحيم ) ، به روى هيچ كرمانى باز نشده است . . . ( حماسه كوير ، چاپ دوم ، ص 492 ) . مقصودم از اين بثّ شكوى اين بوده است كه كرمانىها به وزارت و صدارت در تاريخ ايران نرسيدهاند . بعدها متوجه شدم كه چرا يك بار پيش از مشروطه ، و يك بار بعد از مشروطه ، اين سعادت نصيب كرمانيان هم شده . پيش از مشروطه ، آن روزى بود كه پرى خان خانم ، شاهزاده خانم پرحرارت زيباى سرزندهء صفوى ، در چند صباح حكومت خود - قبل از شاه عباس - منصب صدارت را به « . . . نوّاب مير شمس الدين محمد كرمانى ( - خبيصى ) عنايت فرموده ، روز يكشنبه غرّه ربيع الاول [ 986 ه / 8 مه 1578 م . ] به قزوين تشريف آورده . . . مولانا افضل منجم را به استقبال فرستادند و مشمول عواطف عليا حضرت مهد عليائى [ پرى خان خانم ] گرديد »